با سلام

این مطلبی که میخوام بنویسم درد دل خودمه از پروژه به هیچ وجه جنبه سیاسی ندارد

خیلی وقت بود میخواستم اینو بنویسم ولی راستش ترسیدم به مزاج خیلی ها خوش نیاد ( البته اگه کسی بخونه مطلب رو ))ولی خوب آدم باید همیشه سعی کنه واقعیتو بگه . میدونم خیلی ها مث خودم تو پروژه ها به این نتایج رسیدن ولی خوب واسه کسایی که تازه وارد دنیای برنامه ریزی و کنترل پروژه لازمه با وضعیت پروژه های کشورمون آشنا شن (( تنها نصیحتی که میتونم بکنم اینه که اصلا نگران نباشین چون اکثر مدیرانمون از این مقوله هیچی نمیدونن و همش باهات مخالفت میکنن چون خیلی پر مدعان  . فقط هر کاری ازتون خواستن انجام بدین همین )) من خودم الان ۵ ساله دارم پروژه کار میکنم و همیشه دوست داشتم با برنامه به جایی برسیم ولی افسوس و ۱۰۰ افسوس که همش کاغذبازیه و هیچوقت از من و امثال من حمایتی نمیشه واسه پیشرفت بهتر پروژه ها و به طبع آن به کارگیری نیروهای انسانی و کاهش هزینه ها و ...

اگه بخوام واستون بگم شاید بشه به اندازه یه کتاب نوشت ولی خلاصش اینه که برنامه ریزی و کنترل پروژه توی کشور ما نمیگم ۱۰۰٪ ولی با اطمینان میگم بیشتر از ۹۵٪ فقط و فقط برای دهن پرکردن کارفرما و مدیران بالاسریه که متاسفانه اکثرا بی اطلاعن از این مبحث مهم و اصلا دنبال این نیستن که از این واحد کمکی و یا حتی نظری هم بخوان حتی اگه چیزی هم بگیم اکثر مواقع به ضررمون تموم میشه و حتی مجبور به ترک کار میشیم اینجاهاست که آدم نا امید میشه و تصمیم میگیره دیگه هیچی نگه و فقط به فکر حقوقش باشه و کاری هم به هیچی نداشته باشه .